چرا یادگیری یه لغت ناآشنا ، از یادگیری دروس تخصصی هم سخت تره ؟!

لغت های انگلیسی را اصولی یاد بگیریم

حتی اگر ما ، دانشجوی مقطع دکترا باشیم ، مطالعه و یادگیری دروس تخصصی رشته‌یِ تحصیلی خودمون رو ، آسون تر از یادگیری یه لغت ناآشنا ( حالا به هر زبانی که میخواد باشه ، حتی زبان مادریمون ! ) میدونیم ! 

کمی فکر کنیم …

به تاریخچه‌یِ مطالعاتی خودمون و به عادات مطالعاتی خودمون بیاندیشیم …

همینطوره ، مگه نه ؟

اما چرا ؟

چرا ما اغلب حتی حاضر هستیم دروس حتی سختِ تخصصی رشته تحصیلی خودمون رو بخونیم و یاد بگیریم ، اما یه لغت ناآشنا ، مثلاً یه لغت انگلیسی که تا حالا اون رو نشنیدیم ، رو یاد نگیریم ؟

چرا یادگیری لغت های ناآشنا اینقدر سخته ؟ و اگر به نظر آسون میومد ، الان همه‌یِ دانشجویان و فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد ،  دکترا و … ، به لغت های پُرکاربرد و ضروری حداقل زبان انگلیسی و بنابراین به دنبال اون ، به زبان انگلیسی ، مسلط بودند ، چرا که تسلط به زبان انگلیسی ، ابزارِکار و بخشی واقعاً ضروری در مسیر موفقیت این افراد هست .

اما در عمل می‌بینیم که این اتفاق خوشایند و لذتبخش و راه‌گشا نیافتاده ! و کمتر دانشجو یا فارغ التحصیلی ، به لغت های پُرکاربرد و ضروری زبان انگلیسی و بنابراین به دنبال اون ، به زبان انگلیسی ، مسلط هست ! ( با اینکه میدونه ، این تسلط ، خیلی هم مورد نیازش هست و برگ برنده‌یِ بسیار خوبی برای آسون‌تر ، سریع تر ، مطمئن تر و با قدرت‌تر طی کردن پله های موفقیت در مسیر تحصیل و کار و … ، براش محسوب میشه 🙂 )

علت چیه ؟

علت اینه که ، وقتی ما یه درس تخصصیِ حتی سخت رو در رشته‌یِ پزشکی ، مهندسی ، ریاضی و … میخونیم ،موقع مطالعه مثلاً یک صفحه از کتاب ، همینطور که داریم مطالعه میکنیم و پیش میریم ، مطالب به شکل آدرس دهی شده ، در مغز ما ، طبقه بندی میشن ، مطالب ، به هم پیوسته و مرتبط و دارای منطق دنباله دار هستند ، در واقع ، دارای نظم هستند  شروع ،ادامه و پایانِ به هم مرتبط دارن ، 

مثل حلقه های یه زنجیر

مثل شروع ، ادامه و پایان یه قصه

لغت های ضروری انگلیسی را صحیح یاد بگیریم

بنابراین ، خواه و ناخواه ، از قوانین مغز ، برای یادگیری اصولی ، علمی و آسون ، تبعیت میکنند و به خاطر نظم و منطق و ارتباط معناداری که در درون خودشون ، با هم دارن ،  به آسونی و با همون نظم و منطق و ارتباط معنادار ، به صورت پله پله و اولویت بندی شده و منظم ، در مغز ما طبقه بندی میشن و با چند بار مرور ، به طور طولانی مدت و ماندگار ، به یادمون می مونن و هر وقت که خواستیم ، راحت از ابتدا ( و با حفظ اولویت و ترتیب ) ، تا انتها ، به یادمون میان 🙂

اما در خصوص یه لغت ناآشنا ( حتی یه لغت ناآشنا در زبان مادری خودمون ) ، ماجرا فرق میکنه

لغت ناآشنایی که برای اولین بار هست اون رو می‌شنویم یا در یه متن با اون مواجه میشیم ، هیچ شروع ، ادامه و پایانی نداره ، آدرسی نداره تا با کمک اون آدرس ، اون لغت رو در مغز خودمون ، طبقه بندی و ثبت و حَک کنیم ، این قضیه وقتی بدتر میشه که در مغز خودمون هم ” معادل ، هم آوا و … ” برای اون لغت ناآشنا پیدا نکنیم ، که بتونیم این لغت ناآشنا رو در مغز خودمون ، به اون ” معادل ، هم آوا و … ” ، آویزون کنیم ( بچسبونیم ، الصاق کنیم )

بنابراین ، این لغت ناآشنا ، که حتی چند بار هم اون رو تکرار میکنیم ( چون آدرسی دهی نشده ) ، در حافظه ما  ، بدون آدرس دهی و طبقه بندی شدن ، رها میشه ، خُب بعد از مدت کوتاهی ، چه اتفاقی براش میافته ؟

گُم میشه !

بله ، گُم میشه ، طبیعی هم هست ، چون وقتی که انبوهی از اطلاعات بی ربط به هم و بدون نظم و نظام و منطق و ارتباط معنادار و … رو ، بدون آدرس دهی کردن و طبقه بندی کردن در طبقه ای از طبقات مغزمون ،همین طوری توی حافظه مون به حال خودش رها میکنیم ! نمیتونیم بعداً که بهش نیاز داشتیم ، به سرعت و به آسونی ، بهش دسترسی پیدا کنیم ، چون از قبل ، در مغزمون ، آدرس و طبقه ای براش تعریف نکردیم !برای همین هم بعد از مدت کوتاهی ، هر چی فکر میکنیم ، نمیتونیم اون لغت رو بیاد بیاریم

کل داستان همینه 

داستانِ اینکه چرا یه لغت ناآشنایی که به تازگی ( با تکرار غیر اصولی و طوطی وار و … ) یاد گرفتیم رو ، بعد از مدت کوتاهی فراموش میکنیم

این فراموش کردن ، طی سالها ، در ذهن ما حالت شرطی پیدا کرده

بنابراین ، وقتی الان هم با یه لغت ناآشنا مواجه میشیم ، ترجیح میدیم یه درس تخصصی و سخت رو بخونیم اما اون یه دونه لغت رو یاد نگیریم !

برای همینه که سالهای سال هست ، از یادگیری زبان انگلیسی ، به عناوین مختلف ، فرار کردیم و هی کلاس زبان رفتیم و … ، و هی نیمه کاره اون رو رها کردیم ! با اینکه میدونیم تسلط به زبان انگلیسی ، چقدر میتونه در زندگی ما ، رفاه و آزادی و … به ارمغان بیاره 🙂

از یادگیری زبان انگلیسی ، فرار کردیم ، چون از یادگیری اساسی ترین عناصر اون ، یعنی ” لغت های ضروری و پرکاربرد ” اون ، به دلایل فوق الذکر ، فراری هستیم !

حالا چاره چیه ؟

چاره کار بسیار ساده هست ، اگر در خصوص قوانین مغز ، برای یادگیری اصولی ، آسون ، سریع و ماندگار ، مطالعه کرده باشیم ، درک میکنیم که راه های علمی و اصولی ، برای رسیدن به هر هدفی ، همواره ساده ترین راه ها هستند ،

راهِ یادگیری اصولی ، آسون ، سریع و ماندگار اساسی ترین عناصر زبان انگلیسی ( و اصولاً هر زبانی ) هم که ” لغت های پُرکاربرد و ضروری ” هستند ، این هست که برای هر لغت ، یه ” قصه‌یِ کوتاه ” بسازیم ، قصه ای کوتاه در حد یکی دو جمله ، که شروع ، ادامه و پایان داشته باشه ،

اینطوری ، مثل حلقه های یه زنجیر که به هم مرتبط هستند و بنابراین از هم گسسته نمیشن ، با توجه به شباهت آوایی یه لغت انگلیسی ، یه ارتباط منطقی و معنا دار ، بین تلفظ انگلیسی اون لغت و معنایِ ( یا معناهایِ ) فارسی اون لغت ، ایجاد میکنیم ،این ارتباط منطقی و معنادار ، همون قصه کوتاهی هست که حکم آدرس و نشونی رو داره و با کمکش ، لغت رو در طبقه ای در ذهنمون ، آدرس‌دهی ، ثبت و حَک میکنیم 🙂

بعد از این کار ، دیگه این لغت ، در ذهن ما ، گَم نمی شه ، چون دیگه با کمک یه قصه کوتاه ، در ذهنمون ، آدرس دهی و طبقه بندی شده 🙂

اما نکته اینجاست که اگر تک تک افرادی که میخوان زبان انگلیسی رو به صورت اصولی ، سریع و ماندگار یاد بگیرن ، بخوان برای هر یک از لغت های پُرکاربرد و ضروری زبان انگلیسی ، به طور مجزا ، چنین کاری رو انجام بدن ! زمان و انرژی بسیار بسیار زیادی رو باید صرف کنن ، باید قوانین مغز برای یادگیری اصولی ، آسون ، سریع و ماندگار رو بدونن ، باید برای هر لغت ، قصه ای مجزا ، از هر لحاظ فکر شده و مهندسی شده و … بگن که با کمک اون ، تلفظ انگلیسی و معنا یا معناهای پرکاربرد فارسی یه لغت انگلیسی ، به راحتی و به آسون ترین شکل ممکن ، در مغز ، آدرس دهی ، طبقه بندی ، ثبت و حَک بشه ، باید …

خبر خوش این هست که نیازی به انجام این کار ، توسط تک تک افرادی که میخوان زبان انگلیسی رو واقعاً و اصولی ، سریع و به شکل ماندگار ، یاد بگیرن ، نیست 🙂

چون ما در وبسایت ” اول لغت ” ، با صرف چندین سال زمان ، انرژی ، هزینه و … ، با نگاهی تخصصی ، موشکافانه ، کاوشگرانه و با دقت هر چه تمامتر ، برای هر یک از ” میزان قابل قبولی از لغت های پُرکاربرد و ضروری زبان انگلیسی ” ، این کار رو انجام دادیم ، تا در وقت ، انرژی و … تعداد بسیار زیادی از افرادی که میخوان زبان انگلیسی رو واقعاً و اصولی ، سریع و به شکل ماندگار ، یاد بگیرن ، صرفه جویی واقعی و قابل توجهی رو انجام داده باشیم 🙂

که در ذیل میتونید نتیجه ش رو مشاهده کنید و دیگه بدون اتلاف وقت ، سریع و با انگیزه و با لذت ، فقط از یادگیری اصولی ، سریع و ماندگار اساسی ترین عناصر زبان انگلیسی ( یعنی لغت های پُرکاربرد و ضروری زبان انگلیسی ) ، لذت ببرید و به دنبال اون ، یادگیری واقعی و ماندگار زبان انگلیسی رو حقیقتاً تجربه کنید ( رویایی که سالهای سال به دنبال تحقق اون بودید 🙂 )

دوره های هیجان انگیز

این مقاله توسط وبسایت ” اول لغت “ به رشته تحریر درآمده و حاصل مطالعات ، تحقیقات ، پژوهش ها و تجربیات ” اول لغت “ می باشد ،  لطفاً هنگام به اشتراک گذاری این مقاله ، منبع  www.avvalloghat.com را ذکر فرمایید تا مسیر مطالعه و پژوهش در راستای آگاه سازی و روشنگری، همچنان زنده و پویا باقی بماند 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *