۱۲ پله آسون برای یادگیری سریع ، اصولی و لذتبخش زبان انگلیسی

۱۲ پله آسون برای یادگیری سریع ، اصولی و لذتبخش زبان انگلیسی

در وبسایت اول لغت برای یادگیری سریع ، اصولی و لذتبخش زبان انگلیسی ، از ۱۲ پله آسونِ ذیل ، به ترتیب و با سرعت بالا میریم :

اول )

خودمون رو می بخشیم

بخشیدن خودمون بابت تمام غفلت ها و اهمال کاری هایی که در گذشته داشتیم ، ” گذشته ” گذشته و امروز اولین روز از ادامه روزهای زیبای زندگی ماست ، گذشته رو نمی تونیم برگردونیم اما می تونیم آینده ی بسیار زیبایی بسازیم که ” گذشته مون ” جلوش کم بیاره و بهش ادای احترام کنه ،
در هر سن و سالی که باشیم ، ۵ ساله یا ۹۰ ساله ، این زمانِ حالِ ما و عملکردِ اکنونِ ماست که معرفِ ما و شخصیتِ ما هست نه ناکامی ها و شکست های گذشته مون ! تک تکِ ما ، مهمترین فردِ زندگی خودمون هستیم ، ما تنها کسی هستیم که تا آخر عمر در کنار خودمون هستیم و از خودمون مراقبت و محافظت می کنیم ، پس چه کسی بهتر از خودمون برای دوست داشتن و در آغوش کشیدن ؟
الان وقت این رسیده که از سرزنش های درونی دست برداریم و خودمون رو عمیقاً و واقعاً دوست داشته باشیم و در آغوش بگیریم و بابت سال های سال بی اعتنایی کردن به خودمون و بزرگ و مهم پنداشتن دیگران ! از خودمون عذر خواهی کنیم ، ما لیاقتش رو داریم ، ما همین الان هم خیلی بهتر از اون چیزی که باید ، هستیم ، پس با خودمون آشتی می کنیم ، یه آشتیِ واقعی و قلبی ،
همچنین :

دیگه هرگز و تحت هیچ شرایطی خاطرات گذشته رو برای خودمون مرور نمی کنیم 

چه این خاطرات خوب باشن چه بد باشن ، در هر صورت همونطور که از اسمشون پیداست ، متعلق به گذشته هستند ، درس هایی که لازم بوده بهمون بدن رو دادن و دیگه حرف جدیدتری برامون ندارن ، پس باید در همون جایی که بهش تعلق دارن ( یعنی گذشته ) رهاشون کنیم ،
نَبشِ قبر کردنِ خاطراتِ خوب یا بدِ گذشته ، فقط باعث می شه که ما غصه بخوریم !
اگر خاطرات خوبِ گذشته رو مرور کنیم ، باعث می شه همش غصه بخوریم که چرا دیگه توی اون شرایط نیستیم
و اگر خاطرات بد گذشته رو مرور کنیم ، باعث می شه که همش غصه بخوریم که چرا فلان مشکل ، فلان وقت برامون پیش اومده یا چرا از دیگران بدی دیدیم یا چرا خودمون به خودمون بدی کردیم و … !
در هر صورت این مرور خاطراتِ خوب یا بدِ گذشته ! ما رو در گذشته ای که دیگه وجود نداره و دیگه هرگز هم نخواهد اومد نگه می داره و اسیر می کنه ! و زمان زیبایِ ” حال و اکنونِ ” ما رو ، با بی رحمی هر چه تمام تر از ما می گیره و به یَغما می بره ! و برامون فقط غصه و ماتم باقی می گذاره ! و این یعنی عقب گَرد و پَسرفت کردن !

وَ وای ! وَ وای ! وَ وای ! که هر چی بدی تا حالا به سَرمون اومده و کِشیدیم ، به خاطر فرو رفتن در خاطرات گذشته بوده 

چون همونطور که در بالا توضیح دادیم ، مرور خاطرات ، باعث غصه و ماتم می شه ، و چنین احساسات مُخربی ، ما رو از لحاظ روحی و درونی ، در موضِعِ ضعف قرار می ده و آسیب پذیر می کنه و این ضعف و آسیب پذیری ، باعث می شه که به راحتی به دیگران باج بدیم و میدون رو برای تلاش کردن و موفق شدن ، همواره به دیگران ( دیگرانی که فقط در زمان حال زندگی می کنن و برای عالی ساختن آینده شون تلاش می کنن ) واگذار کنیم !

اما ما آدم های باهوشی هستیم و تصمیم گرفتیم که قدر تک تک ثانیه های ارزشمند عمرمون رو بدونیم و ازشون بدرستی و در جهت پیشرفت خودمون استفاده کنیم ، پس :

فرو رفتن در خاطرات خوب و بد گذشته و عقب گَرد و پَسرفت ! ممنوع !

اگر از همین امروز واقعاً شروع کنیم ، سال بعد همین موقع ، به خودمون و انتخابمون برای شروع کردن ، افتخار می کنیم ، چون صد در صد کیفیتِ زندگی و احوالمون بسیار بهتر و متفاوت تر از الان شده ؛

دوم )

هدف گذاری می کنیم

هدف گذاری ، کاری عملی هست و برای انجامش ، باید جوانب مختلفی رو در نظر بگیریم ، اما در خصوص آنچه که به اکنون و مقوله یادگیری زبان انگلیسی مربوط می شه ، باید گفت که باید روی کاغذ مکتوب کنیم که واقعاً به چه دلایلی و برای رسیدن به چه اهداف و پیشرفتهایی ، می خوایم زبان انگلیسی یاد بگیریم ( در مقاله ” ۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره هم دلایل حیاتیِ موجود ، مطرح شدند ) ،
به یاد داشته باشیم که یادگیری زبان انگلیسی ، به خودیِ خود ، یک هدف نیست ، بلکه ابزاری بسیار قوی برای راحت تر و سریع تر رسیدن به اهداف زیبامون هست ، پس برای یادگیری موضوعی که یک ابزار محسوب می شه ، اصلاً منطقی و عقلانی نیست که مثل شُمار زیادی از زبان آموزان ، سالهای زیادی از عمرمون رو صرف کلاس زبان رفتن و با روش های منسوخ و نخ نما شده یِ آموزشی ، سر و کله زدن و آخرش هم چیز خاصی یاد نگرفتن ! کنیم ، در حالیکه می تونیم با بکارگیری روش های درست و نوین آموزشی ، از دیگران به سرعت پیشی بگیریم و در کمتر از یک سال ، به خوبی به زبان انگلیسی ، مسلط بشیم 🙂
بعضی های ، اینقدر سالهای سال درگیر و معطل یادگیری زبان انگلیسی با روش هایِ ناکارآمد و منسوخِ لاک پشتی و کُند شدند که خودشون هم یادشون رفته اصلاً برای چی میخواستن زبان انگلیسی یاد بگیرن !
یعنی اهداف و دلایل اصلی ، که به خاطر اونها ، اقدام به یادگیری زبان انگلیسی کردند رو اصلاً فراموش کردن ! و به درجا زدن در یادگیری زبان انگلیسی در طول سالهای متمادی ! عادت کردن !

پس اهداف و رویاهای زیبایی که داشتیم چی می شن ؟!

یه کسی باید بیادمون بیاره که اصلاً برای چی می خواستیم زبان انگلیسی یاد بگیریم ، ما در وبسایت اول لغت ، در این خصوص ، احساس مسئولیت می کنیم و وظیفه خودمون می دونیم که به یاد چنین افرادی بیاریم که اصلاً از اساس ، برای چی می خواستن زبان انگلیسی یاد بگیرن ؟

لطفاً اهداف اصلی خودمون رو دوباره بیاد بیاریم

اهداف زیبایی که به خاطرشون ، بعضی هامون ، اشتباهاً در چرخه یِ معیوب یادگیری زبان انگلیسی با روش های نخ نما شده و منسوخ آموزشی افتادیم !
ما در وبسایت اول لغت ، به شما مخاطب هدفمند و ارزشمند ، کمک می کنیم تا از اون چرخه یِ ناتموم و معیوب بیرون بیاید ، و به یادگیری شما در زبان انگلیسی ، سرعتی صد چندان می دیم 🙂
لازمه که دوباره دلایل و اهداف خودمون رو از یادگیری زبان انگلیسی ، روی کاغذ بیاریم و برای خودمون ، کاملاً واضح و شفاف کنیم که برای رسیدن به فلان هدف یا اهداف ، واقعاً نیاز داریم که زبان انگلیسی یاد بگیریم و دیگه زمان ارزشمندمون رو به هر کار و هر کسی اختصاص نمی دیم و از جسته و گریخته و پراکنده ، زبان خوندن دست برمی داریم ،
دیگه حتی خیلی از کارهایی که تا الان فکر می کردیم کمک کننده هست رو هم انجام نمی دیم ، یادمون باشه ما در دنیایی از اطلاعات زندگی می کنیم ، بنابراین برای غرق نشدن در انبوهی از اطلاعاتِ به ظاهر خوب ! ( اما بی ربط به اهداف ما ) ، باید روی ورودی های ذهن خودمون ، مدیریت داشته باشیم ،
بهترین اطلاعات هم ، اگر کمکی به پیشبرد اهدافی که برای خودمون تعیین کردیم ، نکنن ! حتی سر سوزنی برای ما ارزش ندارن ، فقط و فقط از اطلاعاتی استفاده می کنیم که در راستای اهدافمون باشن ، بنابراین پرواضحه که دیدن یک فیلم مستند و علمی ، مثلاً در زمینه نحوه زندگی خرس ها ! هم که به ظاهر ، اطلاعاتِ خیلی خوب و مفیدی داره ، اگر در راستای اهدافِ مکتوبِ ما نباشه و برای دیدنش دلیل واقعی نداشته باشیم ، نوعی اتلاف وقت محسوب می شه ؛
پس لطفاً خودمون رو گول نزنیم و الکی از صبح تا شب خودمون رو مشغول انجام کاری به ظاهر خوب اما بی ربط به پیشرفتمون و اهدافمون نکنیم ! ( این با مقوله لذت بردنِ آگاهانه و از پیش برنامه ریزی شده از اوقات فراغت ، فرق داره )
ما می خوایم آگاهانه و هوشیارانه زندگی کنیم ، نه خواب آلود که از هر وَری باد اومد ، بی اختیار ! باهاش راهی بشیم ! ( مثل اکثر مردم که عمری رو در حالتی بین خواب و بیداری زندگی می کنن و فرمون زندگیشون رو به حال خودش رها کردن ! و در عین حال هم از بهتر نشدن اوضاع زندگی شون و گاهی حتی به قهقرا رفتن ! همیشه می نالن ! ) ،
ما نمی خوایم بی هدف و بی اراده ، وقت ارزشمند خودمون رو هر جایی تلف کنیم !

” از کوزه همان برون تراود که در اوست “

وقتی به صورت هردمبیل و از هر دَری سخنی ! هر اطلاعاتی بی ربط با هدفمون ، که دستمون اومد رو وارد ذهن ارزشمندمون کنیم ! و در واقع خوراک ذهنی نامناسبی به مغزمون بدیم ! مغز در پردازش کردن اونها و تصمیم گیری درست ، دچار سردرگمی می شه و در نتیجه خروجی نامناسبی بیرون میده ؛ یعنی عکس العمل ها و پاسخ های ما در شرایط مختلف ، بسیار بد از آب در میاد ! چون مغز با توجه به تغذیه یِ بدی که داشته ! تصمیمات سطحی و آشفته ! می گیره !
خوبیِ هدف گذاری هم همینه که تکلیفمون و مقصدمون رو برامون مشخص می کنه و مسیر رو برامون شفاف می کنه و باعث می شه کمتر سر خودمون کلاه بذاریم و ناخواسته خودمون رو گول بزنیم و به خودمون دروغ بگیم و وقت تلف کنیم و آخرش هم در جواب سرزنش های درونی مون ، برای اینکه از عذابِ وجدانِ اتلاف وقتمون ، خلاص بشیم ، به خودمون بگیم که : من که از صبح تا شب داشتم فیلم مستندِ علمی و مفید ! نگاه می کردم که !
وقتی هدف گذاری می کنیم ، جوابمون به خودمون این هست که : بله اطلاعات مفیدی دریافت کردی ! اما در مسیر اهدافت نبود ! مسیرت رو اصلاح کن ، تغییر جهت بده و در مسیر اهدافت حرکت کن ، چون تو ۱۰۰۰ سال عمر و وقت نداری که بتونی همه جور اطلاعاتِ مفید اما بی ربط به اهدافت رو وارد ذهنت کنی !

سوم )

برای یادگیری زبان انگلیسی ، برنامه ریزی آسون انجام میدیم 

از قدیم گفتن : ” سنگِ بزرگ ، علامتِ نزدنه ! ” یعنی وقتی ما برنامه ریزی می کنیم که روزی ۱۲ ساعت زبان انگلیسی یاد بگیریم ! روز دوم ، این برنامه ریزی رو رها می کنیم ، چون مغز ما از انجام کارهای بزرگ ، سَر باز می زنه ، اما اگر ساعات یادگیری رو کاهش بدیم اما به همون میزانِ “ساعات و یادگیریِ مستمر و هر روزه” ، واقعاً وفادار باشیم و عمل کنیم ، مغز ما با ما همکاری می کنه و معجزه رخ می ده ،
در عین حال هم ؛ یادگیری هر روزه و مستمر اما در ساعات کمتر ، خیلی خیلی موثر تر و ماندگار تر از مثلاً ۱۰ ساعت یادگیری اما فقط یک روز در هفته ! هست ،
همچنین ، وقتی هیچ دلیل و بهانه ای رو تحویل نگیریم و بهش اجازه رخنه کردن به برنامه ریزی روزانه مون رو ندیم و تحت هر شرایطی به برنامه یِ یادگیری روزانه مون متعهد باشیم ، در پایان یک دوره یک ماهه آموزشی ، بابت اراده ای که به خرج دادیم ، به خودمون افتخار می کنیم و از دیدن تعداد بسیار زیاد لغت هایی که یاد گرفتیم ، شگفت زده می شیم ؛ چون این یک قانونه که :

” قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود ”  هر روز ، یه کم بهتر می شیم ، آهسته ولی پیوسته 🙂

نکته بسیار مهم و طلایی :

تنها چیزی که باعث پیشرفت واقعی هر فرد میشه ، تعهد دادن فرد به خودش و عمل کردن به تعهدی هست که به خودش داده ولاغیر ،

این تعهد رو باید از شبِ قبل از روزی که قرار هست کاری رو انجام بدیم ، به خودمون بدیم؛

تمام شب ها ، به صورت مستمر و بدون وقفه ، باید برای انجام کارهای روز بعد ، به خودمون ، تعهد بدیم ، اینطوری ، کارهای روزهای آتی ما ، با حلقه ای به نام تعهد شبانه ، به هم متصل میشن و بنابراین ، زنجیره یِ انجام کارها ، در طی روزهای آینده قطع نمی شه و بنابراین ، همچنان در طی روزهای آینده هم ، با انگیزه ، وظایفمون رو انجام میدیم  🙂

هر شب ، وقتی آخرین کاری رو که از شب قبل ، براش برنامه ریزی کرده بودیم ، انجام دادیم ، همچنان که ذهنمون در عالی ترین مرحله پویایی و بالاترین سطح انرژی خودش قرار داره ، بلافاصله و بدون فوت وقت ، برای صرفاً و صرفاً ” فردا ” برنامه ریزی می کنیم ؛ مزایای این کار اینه که :

←ذهن وقتی داره وظیفه ای رو که براش برنامه ریزی کردیم ، به انجام می رسونه ، خوشحال ، پویا و با نشاطه و در اوج سرزندگی ، انرژی و هوشیاری قرار داره ، چون داره کار بدرد بخوری انجام میده و بنابراین احساس مفید بودن و با ارزش بودن می کنه 🙂 درست در همین لحظه یِ طلایی هست که باید ، برای فردا برنامه ریزی کنیم ، چون در چنین لحظه ای ، هر جور که برنامه ریزی کنیم ، ذهن می گه : ” چَشم انجامش می دم 🙂 ” چون در اوج توانمندیش ، ازش انتظار انجام وظایفی برای فردا رو داریم و فردا صبح هم چون در عمل انجام شده قرار گرفته ! و شب قبل در اوج انرژی و خوشیش ازش تعهد گرفتیم ، در جواب این تعهد درونی ، برای اینکه کم نیاره ! فقط و فقط می گه : ” چشم انجامش می دم ” و واقعاً هم انجامش می ده 🙂 ( برعکس ، اگر صبح ، وقتی که تازه از خواب بیدار شدیم ، بخوایم برنامه ریزی کنیم ، چون هنوز به اصطلاح ” موتور ” ذهن گرم نشده ! در جواب وظایفی که میخوایم روی دوشش بگذاریم می گه : ” ای بابا ! حالا باشه بعد ! حالا باشه از شنبه ! و … )
←چون از شب قبل برنامه ریزی کردیم ، وقتی که خواب هستیم ، ناخودآگاهِ قدرتمند ذهن ما با این ذهنیت که فردا صبح ، باید زود بیدار بشه چون کار مهمی برای انجام دادن داره ، به صورت اتوماتیک ، برنامه ریزی و آماده می شه
← بنابراین فردا صبح زود ، برای با انرژی و با انگیزه بیدار شدن ، دلیل بسیار قوی داریم 🙂 و لحظه شماری می کنیم که صبح بشه تا طبق برنامه ریزی ای که انجام دادیم ، عمل کنیم
← بنابراین هیچ بهانه ای نمی تونه ما رو از انجام وظایفمون طبق برنامه ریزی مون ، منصرف کنه ، چون این بار ، انگیزه و شور و شوق از درون ما سرچشمه گرفته 🙂
← وقتی صرفاً و صرفاً برای ” فردا ” برنامه ریزی می کنیم ، در واقع انجام کار رو برای مغز خودمون به قسمت های کوچیک تقسیم می کنیم و هر شب بهش پیام می دیم که صرفاً و صرفاً ازش می خوایم که کار فردا رو انجام بده نه بیشتر ، اینجاست که مغز با دیدن آسون بودن وظیفه ای که بهش محول کردیم و اینکه می تونه در پایان روز ، نتیجه یِ شیرین و لذتبخشِ تلاش خودش رو ببینه و این نتیجه ، قرار نیست یک سال یا پنج سال بعد !!! حاصل بشه ، با دل و جون با ما همکاری می کنه 🙂

در طی روز ، با خودمون مسابقه میدیم ، یعنی برای انجام هر یک از کارهایی که از شب قبل ، برای انجام دادنشون برنامه ریزی کردیم ، زمانی رو تعیین می کنیم ، حالا با خودمون مسابقه میدیم و زودتر از زمانی که تعیین کرده بودیم ، کار رو با کیفیت عالی ، به انجام میرسونیم ، لذت این بُرد ، با لذت هیچ بُرد دیگه ای قابل مقایسه نیست ، چون این بُردی هست که در اون ، ما بر نَفسِ خودمون و بر تنبلی ها ، غلبه کردیم 🙂 این باعث میشه تشویق بشیم و بیشتر و با کیفیت تر ، کار مفید انجام بدیم .

هر شب  ، لیستی از تمام فعالیت هایی که در طی روز انجام دادیم ، مینویسیم و بهش نگاه میکنیم و حس خودمون رو ارزیابی می کنیم ، احساس سربلندی میکنیم یا احساس شکست ؟ این کار رو چند روز انجام میدیم تا متوجه بشیم که در طی روز ، کجاها داریم وقت تلف میکنیم ، اینطوری آگاهانه ، از اتلاف وقت خودمون خجالت زده میشیم و دیگه وقتمون رو در جای نادرست ، خرج نمیکنیم !

هر شب ، کارهایی رو که در طی روز ، طبق برنامه ریزی قبلی ، انجام دادیم ، لیست می کنیم و با دیدن این لیست و کارهایی که در طی روز ، به صورت عالی اونها رو به انجام رسوندیم ، دیگه دلمون نمیاد وقت باقیمونده مون رو با پرسه زدنِ بی هدف در شبکه های اجتماعی و … ، تلف کنیم ، بلکه به خاطر اعتماد به نفسی که از انجام عالیِ وظایفمون طی روز ، بدست آوردیم ، کاری شایسته یِ شأن و منزلت و عزت نفسی که به خاطر غلبه کردن بر تنبلی ، کسب کردیم ، انجام میدیم ، مثلاً پنجاه صفحه کتابِ خوب ، مطالعه میکنیم ، اینطوری ، خوراکِ خوبی هم قبل از خواب به ذهنمون میدیم و باعث پیشرفت و تعالیِ تصاعدی خودمون میشیم 🙂

بعد از چند روز ، خودمون از دیدن نتیجه یِ شیرین و لذتبخشِ تلاش چند روز گذشته خودمون ، شگفت زده می شیم ، چون اینقدر پیشرفت کردیم که اصلاً قابل مقایسه با چند روز قبل خودمون نیستیم و ربطی به چند روز قبل خودمون نداریم 🙂

در خصوص یادگیری زبان انگلیسی ، پیشنهاد وبسایت اول لغت ، روزی یک تا دو ساعت یادگیری هست ، با این کار ، در کمتر از ۲۰ ساعت ، به آسونی ۱۲۰۰ لغتِ اصلی و مترادفِ کتابِ لغتِ محبوب و پرطرفدار ۵۰۴ رو با لذت و سرعت و برای همیشه یاد می گیریم ، در عین حال هم ، دوره های هیجان انگیز آموزشیِ وبسایت اول لغت به گونه ای طراحی شدند که مطمئناً شما بعد از یکی دو روز ، خودتون ساعات یادگیری روزانه و بازدهیِ خودتون رو افزایش میدید ، چون روشِ آموزشیِ جذاب و لذتبخشِ این دوره های آموزشی ، مغز شما رو به یادگیری بیشتر و بیشتر ترغیب می کنه ؛

چهارم )

نمی ترسیم و شروع می کنیم

هر وقت از شروع کردنِ کاری ترسیدیم ، باید از خودمون بپرسیم که واقعاً چه چیزی باعث ترس ما می شه ؟ آخرِ آخرش میخواد چی بشه ؟ چه بلایی قراره سرمون بیاد ؟!
وقتی به جایِ ترسِ بی مورد و توهمی ! سئوال با کیفیتی مثل سئوال بالا رو از خودمون می پرسیم ! از پاسخ هایی که خودمون به خودمون می دیدم ، متعجب می شیم ،
درسته ، واقعاً شروع کردن یادگیری زبان انگلیسی ، نتنها هیچ خطری برامون نداره و هیچ بلایی قرار نیست سرمون بیاد ! بلکه قراره که ما رو خوشبخت تر و خوشحال تر از قبل کنه و کیفیت زندگی مون رو ارتقا بده ، پرسیدن سئوالات با کیفیت ، همیشه معجزه می کنه و ابرهای ابهام رو کنار می زنه ، باعث می شه که با خودمون روراست باشیم، منطق ما رو بیدار و راه رو برامون روشن و باز می کنه ؛
و در هر شروعی ، همواره یادمون باشه که :

کسی که کوه رو جابجا کرد ، از برداشتنِ سنگ ریزه های ابتدای کوه شروع کرد ؛

همچنین ، دنبال اومدنِ بهترین زمان برای شروع کردن نباشیم ، بهترین زمان ” اومدنی ” نیست ، ” ساختنیه ” ، بهترین زمان همین الانه و ما بهترین زمان رو می سازیم ؛
همه یِ ماجرا اینه که ما گام اول رو برداریم و شروع کنیم ، وقتی شروع می کنیم ، مغزمون گرم می شه و به سمت جلو حرکت می کنه و ناخودآگاه دیگه دلش نمی خواد کاری رو که داره انجام می ده رها کنه ، این موضوع رو همه مون تا حالا خیلی تجربه کردیم که مثلاً برای شروع کردن به درس خوندن یا انجام دادن یه کاری ، هی امروز و فردا کردیم ، اما وقتی شروع کردیم ، دیگه دلمون نیومده بعد از ساعتی که برنامه ریزی کرده بودیم ، رهاش کنیم و همچنان ادامه دادیم ، بارها خانواده صدامون زدن که بریم شام بخوریم ، اما ما در کاری که داریم انجام می دیم ، غرق شدیم و دلمون نمی خواد رهاش کنیم ، چون مغزمون با انجام دادنِ اون کار راحت و مأنوس شده و ترسش ریخته ،

طبق قانون اول نیوتن ( اینرسی –  اینِرشه     inertia     /ɪˈnɜːʃə $ -ɜːr-/ noun  به معنای  :  ثبات ، ماندگاری ، تمایل به حفظ حالت فعلی ( چه سکون باشه چه حرکت )  )

هر چیزی ، تمایل به حفظ حالت فعلی خودش داره ، پس اگر ما در حال تنبلی کردن هستیم ، تمایل به حفظ حالت داریم و اگر در حال انجام کار مفیدی هستیم هم ، باز تمایل به حفظ حالت داریم و دلمون نمیخواد از حالتی که درش هستیم خارج بشیم ،

خُب ما که این قانون رو میدونیم ، ازش به نفع خودمون استفاده میکنیم ، یعنی با برنامه ریزی از شب قبل ،  ذهنمون رو طی شب آماده فعالیت مفید در طی روز بعد میکنیم ، روز بعد به سرعت و با انگیزه شروع به فعالیت طبق برنامه ریزی می کنیم و طبق قانون اینرسی ، قلباً و واقعاً تمایل داریم که همچنان فعالیت مفید انجام بدیم 🙂

بنابراین :

یهو و سریع میپریم توی کاری که ازش می ترسیم و برای انجامش هی امروز و فردا می کنیم ؛  و شروعش میکنیم ، خودمون هم متوجه نمی شیم که کِی تموم شد !

پنجم )

زمان مون رو کنترل و مدیریت می کنیم 

زمان یکی از بزرگترین سرمایه های الهی هست که به طور عادلانه و به مساوات در اختیار تک تک ما قرار گرفته ، فرق بین افراد خوشحال و موفق و افراد معمولی ، در نحوه استفاده از تک تک ثانیه هایی هست که در هر ۲۴ ساعت از هر شبانه روز در اختیار دارند ،
هر سرمایه ای رو با تلاش و کوشش می تونیم بدست بیاریم ، اما زمان تنها سرمایه ای هست که باید در لحظه یِ ” حال ” ازش به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم ، چون نمی شه امروز رو برای فردا ذخیره کرد ! امروز که گذشت دیگه بهمون برنمی گرده و نمی تونیم به عقب برگردیم ، بنابراین با نگاه رو به جلو ، لحظه حال رو به بهترین شکل مدیریت میکنیم ،
از ساعت ها پرسه زدنِ بی هدف در زرد ترین صفحات شبکه های اجتماعی که جز پَسرفت و تخریب روح و روانمون ، حاصل دیگه ای برامون ندارن ، از ساعت ها گپ و گفت بی دلیل و بی حاصل با دوستان و همکارانمون ، از وقت گذرونی بی برنامه و بی دلیل در مراکز خرید و … و خلاصه از هر نوع بطالت دیگه ای دوری می کنیم تا معمولی نباشیم ، تا به جای اینکه یک عمر ، فقط ادای آدم های خوشحال و شاد رو در بیاریم اما در درون واقعاً خوشحال نباشیم ! به معنای واقعی کلمه ،خوشحالی ، موفقیت و خوشبختی رو حس کنیم ، و رسیدن به چنین حسی ، مطمئناً از راه ساعت ها اتلاف وقت و منتظرِ لطف و کَرَمی از جانب اطرافیان بودن و … ! نمی گذره ،
وقتی از درون احساسِ ارزشمندی و لیاقت کنیم ، مسلماً حتی از یک ثانیه یِ عمرِ ارزشمندمون هم به این راحتی ها نمی گذریم و اون رو ” الکی الکی ” و ” باری به هر جهت ” ! حروم نمی کنیم ، وقتی که ما آدم ها با قدرت اختیار و انتخاب به این دنیا میایم ، این خیلی غیر منطقی هست که تقصیر ها ، کم کاری ها و نتایج ناراحت کننده اتلاف وقتمون رو گردن دیگران بندازیم ! هر کس به تنهایی مسئول خودش ، زندگی خودش و انتخاب های خودش هست ،
بنابراین ما با عقل سلیم خودمون، انتخاب می کنیم که از سرمایه گرانقدرِ زمانی که در اختیارمون هست ، به بهترین و اثربخش ترین صورت ممکن استفاده کنیم و اون رو صرف پرداختن به مواردی کنیم که بازدهی چند صد برابری برامون داشته باشه ، تا واقعاً ( نه ظاهراً ) یک عمر شاد و خوشحال زندگی کنیم ؛
در این راستا و در این مسیر ، یادگیری ، یکی از قشنگ ترین و جذاب ترین مواردی هست که دو مزیت عالی برامون به همراه میاره :
اول اینکه : باعثِ نشاط واقعی و ماندگار در ما می شه چون باعث می شه از درون احساس رشد و بالندگی و بهتر شدن کنیم و
دوم اینکه : از راه آموخته هامون می تونیم ارزشی بیافرینیم و گشایشی در کار خودمون و دیگران حاصل کنیم و از این بابت ، عزت نفسِ لذتبخش و بی نظیری رو در درونمون حس کنیم ، برعکسِ ساعت ها وقت تلف کردنِ بی هدف در شبکه های اجتماعی ، یا پای تلویزیون یا … ، که در پایان به ما احساس بی مصرف بودن ، بی کفایتی و … می ده !

نکته بسیار مهم )

در مسیر یادگیری ، حتماً و حتماً باید میزان مطلبی که میخوایم یاد بگیریم و زمانی که می خوایم به این یادگیری اختصاص بدیم رو کاملاً و البته منطقی مشخص کنیم و به انجامش وفادار و متعهد باشیم و اون میزان مطلب رو در همون زمان تعیین شده یاد بگیریم و به پایان برسونیم ،

مزیت این کار اینه که :

خودمون رو الکی سرگرم یادگیری ( اما در واقع بازیگوشی کردن ! ) نمی کنیم ، چون به خودمون تعهد دادیم که مطلبی کاملاً مشخص رو در زمانی کاملاً مشخص یاد بگیریم و تعهد درونی ، قدرتمندترین نیرو برای انجام هر کاری هست .
اگر این برنامه ریزی دقیق رو انجام ندیم ، انجام کوچکترین و ساده ترین کار رو هم گاهی ، تا ابد کِش می دیم و هی زمان صرف انجامش می کنیم و در واقع هی خودمون رو معطلِ انجام دادنش می کنیم ،
در حالیکه برنامه ریزی دقیق ، باعث می شه ، انجام کاری که حتی ۲ سال به طول انجامیده ! در کمتر از ۲ ساعت به اتمام برسه و این معجزه یِ برنامه ریزیِ اصولی و درست هست 🙂

چند نکته :

 

ششم )

لغت های یکی از دوره های هیجان انگیز آموزشیِ وبسایت اول لغت رو با خوشحالی و لذت ، برای همیشه یاد می گیریم  

لغت های یکی از دوره های هیجان انگیز آموزشیِ وبسایت اول لغت رو با خوشحالی و لذت ، برای همیشه یاد می گیریم ؛

هفتم )

نکات طلایی و گره گشایِ وبسایت اول لغت رو می خونیم

مقالات وبسایت اول لغت ، توسط وبسایت اول لغت نوشته می شن و حاصل سالهای متمادی مطالعه ، پژوهش و تجربه در رشته زبان انگلیسی هستند ، این مقالات راهنما و همراه بسیار ارزشمندی برای ادامه دادن مسیر یادگیری زبان انگلیسی ، توسط زبان آموزان هستند ، اما برای سهولت و پیشرفت سریع تر زبان آموزان ، به طور رایگان در اختیار زبان آموزان ارزشمند و هدفمند وبسایت اول لغت قرار گرفتند ، با خوندن مقالات وبسایت اول لغت ، آگاه تر ، مصمم تر و هدفمند تر ، یادگیری زبان انگلیسی رو دنبال می کنیم ؛

هشتم)

همواره خودمون رو خوشحال و در مسیر هدفمون، نگه می داریم ، برای همین هر چند روز یکبار ، به خودمون جایزه ای متناسب با تلاشمون میدیم

هر دو یا سه روز یکبار ، به خودمون جایزه ای متناسب با تلاش و روندِ رو به رشدِ خودمون در یادگیری و قطع نکردنِ زنجیره یِ یادگیریِ هر روزه ، می دیم ،
( این جایزه می تونه بسته به سلیقه خودمون ؛ شیرینی ، شکلات ، قهوه ، غذایی که خیلی دوست داریم ، خرید خودکار های رنگی و کتاب رنگ آمیزی ( که رنگ آمیزیش باعث آرامشمون می شه ) ،  … یا حتی رفتن به جایی که حال و هوامون رو عوض می کنه مثل طبیعت و … باشه )
جایزه های اینچنینی ، مغز ما رو شرطی می کنه و مغز می فهمه که برای دریافت لذت بیشتری از این دست ، باید یادگیری بیشتری صورت بده ؛

نهم )

متون و فیلم هایی به زبان انگلیسی و حتماً متناسب با سطح زبان انگلیسی مون ، می خونیم و می بینیم

با دیدنِ پیشرفت سریع و آسونِ خودمون در یادگیری همیشگیِ تعداد زیادی از لغت های ضروری و پرکاربرد زبان انگلیسی در مدت زمانی بسیار کوتاه ، هیجانی وصف نشدنی و لذتبخش رو تجربه می کنیم ، در چنین حال و هوایی و با اعتماد به نفس فزاینده ای که بدست میاریم ، به صورت اتوماتیک ، خودجوش و دلخواه ، شروع به خوندن متون به زبان انگلیسی و شنیدن به زبان انگلیسی در مورد موضوعاتی که :
در درجه اول : برطرف کننده نیازهای ضروری ما در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی هست ،
همچنین ، مورد علاقه مون هست ،
و نیز در سطح خودمون هم هست
می کنیم، چون ناخودآگاه دلمون می خواد خودمون رو مَحَک بزنیم و ببینیم با لغت های جدیدی که یاد گرفتیم ، چقدر سرعت درک مطلب مون بالا رفته ،
اینجاست که دیگه ، با دایره یِ لغت مناسبی که بهش مجهز و مسلط شدیم ، دیگه موقع یادگیری ، از این شاخه به اون شاخه نمی پریم ! و دائماً دنبال یادگیری لغت های ناآشنا اما بدرد نخور ، غیر ضروری و غیر کاربردی نمیریم و وقتمون رو بیهوده تلف نمی کنیم 🙂
از روزی فقط ۱۵ دقیقه خوندن متن یا تماشای فیلم شروع می کنیم و کم کم در طی روزهای بعد ، تعداد دقایق رو زیاد می کنیم ( هرگز هم از منابعی که سطح خیلی بالاتر یا سطح پایین تری دارن ، برای یادگیری زبان انگلیسی استفاده نمی کنیم چون باعث می شه اشتباهاً احساس کنیم که مشکل از ماست که نمی تونیم متوجه اونها بشیم و ناخودآگاه اعتماد به نفس و انگیزه خودمون رو از دست می دیم ، یا برعکس ، باعث می شه احساس کنیم وقتمون داره تلف می شه و چیز جدیدی یاد نمی گیریم ، بنابراین نه پَسرفت می کنیم و نه از روی پله ها می پریم ، پله پله اما با سرعتِ بسیار زیاد پیش میریم .)

دهم )

هر روز به زبان انگلیسی و با صدای بلند ، حرف می زنیم ، حرف می زنیم ، حرف می زنیم و باز هم حرف می زنیم

به زبان انگلیسی و با صدای بلند ، حرف می زنیم ، حرف می زنیم ، حرف می زنیم و باز هم حرف می زنیم ،

اصلاً هم از غلط صحبت کردن نمی ترسیم و خجالت نمی کشیم ، همه اونهایی که الان مثل بلبل ، انگلیسی صحبت می کنن ، یه روزی از همین نقطه شروع کردن ،

به هیچ عنوان خودمون رو با دیگران مقایسه نمی کنیم

خودمون رو صرفاً باید با روز قبلِ خودمون مقایسه کنیم ولاغیر ، صرفاً باید انتظار داشته باشیم که نسبت به روز قبلِ خودمون، پیشرفت بیشتری کرده باشیم ، ما حتی اجازه نداریم خودمون رو با خواهر و برادر خودمون مقایسه کنیم چون نه ما در شرایطِ واقعی اونها هستیم و نه اونها در شرایطِ واقعی ما ، چه برسه به اینکه بخوایم خودمون رو با غریبه هایی مقایسه کنیم که اصلاً از شرایط و حال و روزشون خبر نداریم !
پس بدونِ ترس و خجالت ، به زبان انگلیسی و با صدای بلند حررررررررررررف می زنیم ، یا با یه دوست ، یا با خودمون ، از روزی فقط ۱۵ دقیقه شروع می کنیم و کم کم در طی روزهای بعد ، تعداد دقایق رو زیاد می کنیم ( امتحان کنید و از اثر معجزه بخش و سریعش شگفت زده بشید ) در این خصوص مقاله بر خلاف تصور عموم ، بزرگسالان ، بسیار بسیار سریع تر و حرفه ای تر از کودکان ، زبان یاد می گیرند ” رو بخونید ؛

یازدهم )

از آدم های منفی باف و صاحب نظرانِ نامطلع ! دوری می کنیم

از افراد منفی باف و افرادی که نظرشون ، روی تصمیم گیری ما ، اثر گذار هست و اتفاقاً در اکثر مواقع هم ، دلسوز ما هستند ! اما همیشه مشورت کردن با اونها ، یا نظراتی که خودشون به صورت خودجوش به ما میدن ( حالا یا تعمداً یا سهواً ) باعث درجا زدن و پَسرفت مون شده ، دوری می کنیم ؛
هر آدمی ، با تجربیات خودش دنیا رو تحلیل می کنه ، بعضی از آدم ها ، چون به دلیل عدم تلاشِ هوشمندانه و موثر ، در زندگی خودشون ، به پیشرفت و موفقیت خاصی نرسیدن ! زندگی شون معمولی و متوسط باقی مونده و به دلیل چنین تجربه ای ! تصور می کنن که دیگران هم به موفقیت و پیشرفت خاصی نمی رسن ! از هم صحبتی زیاد با چنین افرادی باید دوری کرد ، چون به هر طریقی می خوان حاصل تجربیات شخصی خودشون رو به ما تحمیل کنن !

همچنین ، از آدمهایی که میگن : ای بابا ! دنیا دو روزه ! خوش باش ! و … ، سریعاً و تا جایی که امکان داره ، دور میشیم ،

وقت گذرونی با خوشی هایی که نتنها مقطعی و زود گذر هستند ، بلکه عواقبِ منفیِ بعدی هم ، برامون به همراه دارن ، باعث میشن زمان ارزشمندمون رو صَرفِ ساختن شرایط و امکاناتی که ما رو به خوشی های دائمی تر ، میرسونن ، نکنیم !

( اتلاف وقت با پرسه زدنِ بی هدف در صفحاتی از شبکه های اجتماعی که مطالب خنده دار و … دارن ( لذت زود گذر و ایجاد خوراک ذهنی بی فایده ) ، سرگرم شدن با آدمهایی که طرز فکر سطحی و پایینی دارن و وقت گذرونی با اونها ، باعث نمی شه که از درون خودمون رو به چالش بکشیم و تکون و زحمتی به خودمون بدیم ، چون اونها ما رو برای حرکت به سمت جلو و پیشرفت ، به چالش نمیکشن ، بلکه باعث درجا زدن و پسرفت ما میشن ، … )

ما انسان آفریده شدیم ، با یه عالمه استعداد و توانایی و قابلیت ، چطور ممکنه که بتونیم با جمله یِ خطرناکِ : ای بابا ! دنیا دو روزه ! خوش باش ! و … ، عمر ارزشمند خودمون رو تباه کنیم و فقط در لذت های زودگذر و سطحی ، خودمون رو محدود کنیم ؟! در حالیکه بالاترین لذت زندگی ، در کشف و شکوفا کردن استعداد های درونی خودمون هست ، چطور ممکن هست بتونیم با اون جمله خطرناک ! به تمام این امکانات بالقوه ای که خالق یکتا و مهربان ، به ما هدیه داده ، پشت پا بزنیم ؟!

نه ! ما از آدمهایی که از چنین جمله ای استفاده می کنن ، تا حد ممکن دور میشیم یا حداقل ، این جمله شون رو از این گوش میگیریم و از گوش دیگه بیرون میکنیم ، چون عمل به چنین جمله یِ سطحی ای ، زندگی مون رو در جهل و غفلت ! ویرون میکنه !

دوازدهم )

یادگیری زبان انگلیسی برای همه مردم دنیا سخته ، چون روش درستی برای یادگیری ، به کار نمی برن !

اما با روش میانبر ، استاندارد و لذتبخشی که ما در وبسایت اول لغت ، برای یادگیری زبان انگلیسی ازش استفاده می کنیم ، تمام سختی ها تبدیل به لذت و آسونی می شن

در گام دوازدهم ، فقط این نکته رو به خودمون یادآوری می کنیم که اگر یادگیری زبان انگلیسی کار خیلی خیلی راحتی بود ، الان همه مردم دنیا ، به راحتی انگلیسی صحبت می کردن ، چون حتی اونهایی هم که از یادگیری زبان انگلیسی خوششون نمیاد ، ته دلشون ، دوست دارن به زبان انگلیسی مسلط باشن چون بهش نیاز دارن ،
بنابراین ما داریم کاری رو انجام می دیم که بقیه هم دوست دارن انجامش بدن اما اراده و همت ش رو ندارن ! پس ما با انجام دادنش ، از بقیه به طرز چشمگیری متمایز می شیم 🙂

از طرف دیگه ، در وبسایت اول لغت ، این روندِ یادگیری ، صد ها بار ساده تر ، سریع تر و لذتبخش تر شده ؛


ما به تعهد خودمون در دوره های کوتاه مدت ، هیجان انگیز و زود بازده آموزشی وبسایت اول لغت ، عمل می کنیم و در پایان هر دوره ، از مشاهده تفاوت سریع و چشمگیر خودمون نسبت به قبل از گذروندن دوره آموزشی و نسبت به همکلاسی های کلاس زبانمون ، از فرط خوشحالی روی ابرها راه میریم 🙂

در نهایت ، کیفیتِ عالیِ زندگیِ آدم ها با حرفهای قشنگی که میزنن ساخته نمی شه ، بلکه با عمل کردن به اون حرفها ، ساخته می شه 🙂

این مقاله توسط وبسایت ” اول لغت  به رشته تحریر درآمده و حاصل مطالعات ، تحقیقات ، پژوهش ها و تجربیات ” اول لغت  می باشد ،  لطفاً هنگام به اشتراک گذاری این مقاله ، منبع  www.avvalloghat.com را ذکر فرمایید تا مسیر مطالعه و پژوهش در راستای آگاه سازی و روشنگری، همچنان زنده و پویا باقی بماند 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *