۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره

 

۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره

بلد نبودن زبان انگلیسی در دنیای امروز که عصر ارتباطات نام داره ؛ زندگی رو تلخ می کنه 

یادگیری زبان انگلیسی واجب تر از نون شب

یک )

در محالفی که افراد به زبان انگلیسی مسلط هستند و صحبت می کنن ، با یه احساس ناراحت کننده ی خجالت و حقارت درگیر می شیم 🙁 و با خودمون عهد می بندیم که مجدداً در اولین فرصت کلاس زبان بریم تا از این حس بسیار آزار دهنده بی سوادی نجات پیدا کنیم.

۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره

دو )

با وجود اینهمه استعداد ، توانایی و قابلیت هایی که داریم اما به خیلی از پیشرفت ها توی زندگی مون دست پیدا نکردیم فقط به خاطر  اینکه زبان انگلیسی بلد نیستیم و نتونستیم اونطور که باید و شاید توانمندیهامون رو به دنیای مدرن و پیشرفته امروز معرفی کنیم و شغل و حرفه ای که واقعاً استحقاق و لیاقتش رو داریم و در شأن و جایگاه واقعی خودمون هست رو بدست بیاریم ! هر جا و در هر موقعیتی که  انگلیسی بلد نبودیم ، باختیم و واقعاً دیگه می خوایم جلوی این باخت رو بگیریم و جدی جدی ، یادگیری اصولی زبان انگلیسی رو شروع کنیم.

۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره

سه )

در طی این همه سال ! کتابهای بسیار زیادی در مورد آموزش زبان انگلیسی خریدیم و کتابخونه مون و اتاقمون رو ازشون پر کردیم اما هنوز که هنوزه یه جمله درست به زبان انگلیسی نمی تونیم بگیم و دو تا لغت درست و حسابی و پر تکرار و ضروری که به کارمون بیاد رو بلد نیستیم !

چهار )

وقتی فیلمی به زبان انگلیسی می بینیم چیزی از صحبت هاشون متوجه نمی شیم !
چون اون طرف داره توی فیلم ، مثل بلبل انگلیسی صحبت می کنه ؛
و ما به دلیل اینکه از قبل لغت های پرتکرار و ضروری رو با روش صحیح یاد نگرفتیم و به حافظه مون نسپردیم ! تا بیایم برای لغت های ناآشنایی که اون داره با سرعت به کار میبره، بگردیم که آیا توی ذهن مون معادل و معنایی پیدا می کنیم یا نه ! و در مورد بعضی از لغت ها هم حرص بخوریم که ای بابا ! این لغت رو که با کلی زحمت و تکرار و … حفظ کرده بودم ، چرا پس معنی ش یادم نمیاد و …! فیلم تموم شده !

چرا ؟

چون دایره لغت های کاربردی مون کمه و لغت بلد نیستیم و معنای لغت هایی رو هم که بلدیم ، در اون لحظه خاص نمی تونیم به سرعت به یاد بیاریم !

چرا ؟

چون با روش صحیح آدرس دهی ، لغت ها رو به حافظه مون نسپردیم ! و وقتی اون طرف یه جمله میگه، ما توی مثلاً ۲ تا لغتش هم که گیر کنیم و معناشون رو اصلاً بلد نباشیم یا بلد باشیم اما به یاد نیاریم و بخوایم معنای جمله رو حدس بزنیم ، طرف ، حداقل ۵ تا جمله دیگه هم گفته و رفته جلو !

جا می مونیم آره ؟!

جا می مونیم 🙁 و موضوع فیلم از دستمون در می ره ! فقط یه اعصاب خُرد برامون می مونه ! (مقاله ” بدون آدرس و نشونی !!! نمی تونیم پیداش کنیم ! گم می شه ! ” رو بخونید.)

پنج )

می ریم توی اینترنت یه مطلبی که خیلی بهش نیاز داریم رو در یه سایت خارجی بخونیم ، اما کم بودن دایره لغت مون ، از خوندن مطلب پشیمون مون می کنه از بَس که مجبوریم هِی به دیکشنری مراجعه کنیم تا معنای لغت های اون مطلب رو پیدا کنیم و به خودمون میایم می بینیم ، بیش از چند ساعت هست که روی اون مطلب خِیمه زدیم و بالاخره… تونستیم با هر زحمتی شده ، یه چیزایی ازش دستگیرمون بشه؛
اما دو روز دیگه باز همون آش و همون کاسه ست و تمام لغت هایی که از دیکشنری درآوردیم و باهاشون اون متن رو ترجمه کردیم ، کاملاً از حافظه مون پاک شدن و برای خوندن یه مطلب دیگه دوباره باید به دیکشنری مراجعه کنیم و این کار رو همواره باید هر روزی که مطلبی به زبان انگلیسی می خونیم ادامه بدیم و دیگه از ادامه یِ این رَوَند کسالت بار خسته شدیم چون خستگی به تنِمون می مونه وقتی می بینیم معنای لغتی که از دیکشنری درآوردیم و کلی باهاش سر و کله زدیم تا ببینیم همونی هست که توی متن بهش احتیاج داریم یا نه، دو روز بعد از حافظه مون پریده ! از ادامه دادن این سیکل معیوب دیگه واقعاً درمونده و خسته شدیم 🙁

شش )

میخوایم یه نرم افزار نصب کنیم ، اما داغون می شیم از بس که در طی مراحل نصبش، لغت های سخت و ناآشنا میبینیم و تا بیایم بفهمیم چطور باید اون نرم افزار رو نصب کنیم، کلی زمان از دست دادیم و بنابراین دچار احساس عجز و ناتوانی می شیم 🙁

هفت )

وقتی میریم یه رستوران ، هر اسمی که در خصوص غذاها به کار ببرن ! یا وقتی میریم یه داروخونه ، هر کارکرد و کاربردی که در خصوص داروها ، لوازم آرایشی و بهداشتی و چیزهایی از این دست، بهمون بگن ، ناچاراً می پذیریم ! چون دایره لغت مون کمه و اعتماد به نفس عدم پذیرش و مخالفت کردن رو نداریم ، چون برای مخالفت کردن باید اسم صحیح اون غذا رو بدونیم و یا باید بتونیم در داروخونه نوشته های روی اون محصول رو بخونیم؛

اما چون ما دایره لغت مون کمه ، اعتماد به نفس این کار رو نداریم ! مخصوصاً اگر توی رستوران با افرادی همراه باشیم که دیگه هیچی ! کلاً سکوت میکنیم تا به بی سوادی متهم نشیم ! بعد میایم خونه ، میریم توی دیکشنری و اینترنت چک می کنیم می بینیم اصلاً رستوران اسم غذا رو اشتباهی بهمون گفته و اون ” اسم ” با ترکیبات غذایی که برامون آوردن زمین تا آسمون فرق میکنه ، یا چک می کنیم می بینیم کارکرد و کاربردی که داروخونه در خصوص دارو یا لوازم آرایشی و بهداشتی بهمون گفته ، کلاً اشتباه بوده !

     اون لحظه چه حسی نسبت به خودمون داریم؟!

هشت )

وقتی خارج از کشور میریم ، به دلیل اینکه لغت های ضروری و پرکاربرد زبان انگلیسی رو بلد نیستیم ، حتی اگر گرامر خوبی هم داشته باشیم ! مجبوریم هی باید با ایماء و اشاره منظور خودمون رو برسونیم و از این کار خجالت زده ایم !

نُه )

حرف زدن به زبان انگلیسی و فهمیدن صحبتِ افرادی که به زبان انگلیسی صحبت می کنن ، برامون آرزو شده.

دَه )

در شبکه های اجتماعی چرخی می زنیم و ویدیوهای مردم دنیا رو می بینیم و با خودمون میگیم : چرا من با اینهمه استعداد و توانایی و هوش و ذکاوتی که دارم ، نباید بتونم مثل این مردم ، به راحتی انگلیسی صحبت کنم ؟! این مردم هم که مثل ما انگلیسی ، زبان مادریشون نیست ، پس چطور انگلیسی رو مثل بلبل صحبت می کنن ؟!  و باز هم احساس بدی بهمون دست می ده ، مخصوصاً وقتی که می فهمیم اون مردم ، بغیر از زبان انگلیسی به چند زبان زنده دیگه ی دنیا هم مسلط هستند !
با خودمون میگیم ” آخه چرااااااا ؟ مگه ما چی مون از اینها کمتره؟ کجای کارمون می لَنگه که بعد از این همه سال ، حتی نمی تونیم دو تا جمله درست و حسابی انگلیسی سر هم کنیم ؟!

یازده )

شرایطی پیش اومده که باید خیلی سریع برای ادامه تحصیل یا کار، بریم خارج از کشور اما توی یکی از اصلی ترین ملاک ها و شروط اولیه برای این مهاجرت ، یعنی دونستن زبان انگلیسی، لَنگ میزنیم ؟! و توی اون زمانِ کم نمی دنیم چطوری باید خودمون رو آماده کنیم و دایره لغت مون رو افزایش بدیم .

دوازده )

برای آزمون کارشناسی ارشد یا دکترا ، با اینکه گرامر خوبی داریم اما از حجم کم دایره لغت مون ، اصلاً راضی نیستیم و زمان بسیار کمی هم تا آزمون ورودی ، داریم !

سیزده )

با وجود اینکه آدم تحصیل کرده و فرهیخته ای هستیم اما همیشه از اینکه نتونستیم زبان انگلیسی رو یاد بگیریم ، شرمنده ایم و در محافل علمی، همیشه نقطه ضعف داریم و اعتماد به نفس لازم رو نداریم ! چون می دونیم که طبق تعریف یونسکو ، اگر به یک زبان زنده بین المللی، که افراد زیادی در دنیا با اون ارتباط برقرار می کنن ، اون هم در عصر کنونی که اصلاً اسمش عصر ارتباطات هست، مسلط نباشیم ، حتی با داشتن مدرک دانشگاهی هم ، بی سواد محسوب می شیم

چهارده )

میخوایم سَری توی سَرها داشته باشیم اما به زبان انگلیسی که یک ابزار قدرت برای بودن در جمع بزرگان و برقراری ارتباطی متفاوت و اثر گذار هست، نه علاقه ای داریم و نه تسلطی !  ( مقاله ” چرا تنفر از یادگیری زبان انگلیسی ؟! ” رو بخونید. )

پانزده )

بارها کارهای ترجمه مون رو دادیم دارالترجمه برامون ترجمه کنه اما واقعاً به دلمون نچسبیده و احساس کردیم ، ترجمه ای که تحویل گرفتیم اون چیزی نشده که واقعاً میخواستیم

شانزده )

فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی هستیم و همه ، همه جا ازمون انتظار دارند مثل بلبل انگلیسی صحبت کنیم و با سرعت نور ترجمه کنیم و متوجه سخنرانی ها و فیلم ها به زبان انگلیسی بشیم ، اما همیشه فقط شرمندگیش برامون می مونه و هرچی تَقَلا می کنیم می بینیم برای اینکه دو تا جمله درست و حسابی بگیم ، یا برای اینکه سخنرانی و فیلم رو متوجه بشیم ، دایره لغت بسیار کمی داریم 🙁

هفده )

شغل مون مترجمی زبان انگلیسی هست، اما برای ترجمه متون ، مجبوریم زمان بسیار زیادی از عمرمون رو صرف پیدا کردن معنی لغت های پرتکراری که نمی دونیم و بهشون مسلط نیستیم ، در دیکشنری کنیم و از ادامه این روند کسالت بارِ هر روزه و بعد فراموش کردن لغت هایی که استخراج کرده بودیم، دیگه بریدیم و خسته شدیم 🙁

هجده )

به علمِ روزِ دنیا خیلی علاقه مند هستیم اما چه کنیم که این علمِ روز اکثراً به زبان انگلیسی هست و ما زبان انگلیسی نمی دونیم و بنابراین با اینکه آدم خیلی اهل مطالعه ای هم هستیم اما نمی تونیم به روز و سرآمد باشیم 🙁

نوزده )

میخوایم با مردم دنیا در ارتباط باشیم ، ببینیم چطوری زندگی میکنن ، دنیای امروزشون چطوریه ، چطوری دارن پیشرفت میکنن که سرعت تولید علمشون اینقدر زیاده ، تا ما هم بتونیم از پیشرفتهاشون الگوبرداری کنیم و در مملکت خودمون پیاده سازی کنیم و باعث شکوفایی و پیشرفت خودمون و مملکت خودمون بشیم ، اما چون زبان انگلیسی مون قوی نیست ! باز هم دچار احساس عَجز و ناتوانی می شیم . ( مقاله ” سرعت ” رسیدن به یافته هایِ علمی ” در کشور های پیشرفته ” رو بخونید )

بیست )

به خوبی آگاه هستیم که داریم در عصر ارتباطات زندگی می کنیم و اگر به زبان انگلیسی به عنوان یک ابزار بسیار حیاتی برای ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون، مسلط و مجهز نشیم ، با توجه به سرعت بسیار زیاد و تصاعدی در همه عرصه های زندگی ، تا چند سال دیگه ، از گردونه یِ پویایی و پیشرفت و کسب ثروت و … به بیرون پرتاب می شیم و کنار گذاشته می شیم ؛

     امروز موضوعات ، وابسته به ارتباطات شدند و لازمه یِ برقراری ارتباط هم ، در درجه اول مسلط بودن به یک زبان زنده بین المللی هست، در چنین شرایطی ، طبیعی هست که حس می کنیم یادگیری زبان انگلیسی از نون شب هم برامون واجب تر هست.

بیست و یک )

کسب و کارهای سنتی ، در دنیای پر شتاب امروز ، دارن جای خودشون رو به سرعت به کسب و کارهایی می دن که یکی از لازمه های موفق شدن در اکثر اونها ، دونستن زبان انگلیسی هست ، وقتی زبان انگلیسیمون خوب باشه ، می تونیم کسب و کارهای کشورهای پیشرفته رو بررسی و از مدل های موفق اون کسب و کارها الگوبرداری و در کشورمون بومی سازی و پیاده سازی کنیم و زندگی خودمون و کشورمون رو به شکوفایی برسونیم ، افرادی که در ایران این الگوبرداری رو انجام دادن، به زبان انگلیسی مسلط هستند

بیست و دو )

اکثر اوقاتی که میریم کلاس زبان ، بعد از یکی دو ماه ، به دلیل اینکه دایره لغت خوبی نداریم و روش آموزشیِ کلاس هم قدیمی و سنتی و کُند هست ، دچار کسالت و رِخوت می شیم ، چون می بینیم که اصلاً پیشرفتی در یادگیری نداریم و فقط وقتمون توی ترافیک تلف شده 🙁

بیست و سه )

موسسات زبان دیگه ای رو امتحان می کنیم به این امید که شاید شیوه آموزشی اونها به نحوی باشه که ما رو به ادامه دادن یادگیری زبان انگلیسی علاقه مند کنه اما هرگز این علاقه واقعاً ایجاد نشده ! ( مقاله “ آیا کلاس زبان انگلیسی کمکی به پیشرفت ما در یادگیری زبان انگلیسی می کنه ؟! ” رو بخونید )

بیست و چهار )

از ناکارآمد بودن روش های آموزشی سنتی و قدیمی که طی این همه سال ، فقط گفتن : لغت رو در متن یاد بگیرید ! معنای لغت رو به فارسی ننویسید! تلفظ لغت رو به فارسی ننویسید! و چیزهایی از این دست، دیگه خسته شدیم و به دنبال روشی کارآمد برای پیشرفت واقعی ، سریع و همیشگی در افزایش دادن دایره لغت مون می گردیم. ( مقاله “ یادگیری لغت در متن ! درست یا غلط ؟! ” و مقاله  ” حتی در زبان مادری هم ، روش یادگیری لغت با روش یادگیری سایر آموختنی ها فرق داره ” رو بخونید. )

بیست و پنج )

توی کلاس زبان ، استاد ازمون می خواد که تلاش کنیم و با همکلاسی مون انگلیسی صحبت کنیم در حالی که ندایی در درونمون فریاد میزنه که آخه وقتی دایره لغتم کمه ، چه جوری حرف بزنم ؟ شروع می کنیم به حرف زدن اما همش مِن مِن می کنیم چون در ذهنمون ، معادلی برای لغت های جمله ای که میخوایم به انگلیسی به همکلاسیمون بگیم پیدا نمی کنیم چون اصلاً چنین لغت هایی رو هرگز قبلاً به ذهنمون نسپردیم و ملکه ذهنمون نکردیم و هیچ موسسه و آموزشگاه زبانی هم به صورت اختصاصی روی افزایش دادن دایره لغت مون ، کار نکرده !!!
(مقاله ” چرا هنوزم موقع صحبت به زبان انگلیسی، مِن مِن می کنیم ؟! با وجود اینهمه سال کلاس زبان رفتن “رو بخونید. )

بیست و شش )

معنای لغتی رو بلدیم ؛  اما چون هیچ وقت با تلفظ صحیح لغت ارتباط مستقیم برقرار نکردیم و فقط گذری ، به گوش مون خورده ، (یعنی تلفظ دقیقش رو هیچ وقت توی دیکشنری چک نکردیم و به خاطر نسپردیم ، ) بنابراین از بیان کردنش ، جلوی جمع، در جایی که لازمه، واهمه داریم و نمی دونیم تلفظ ش دقیقاً چی هست ، پس مجبور می شیم سکوت کنیم و از درون ، خودمون رو سرزنش می کنیم که ای بابا ! من که این لغت رو بلد بودم پس چرا سکوت کردم و چرا نگفتم 🙁

بیست و هفت )

معنای بعضی از لغت ها رو بلدیم اما چون نحوه نوشتن اونها رو بلد نیستیم ، توی یه متن ، در مورد لغت های مشابه ، شک می کنیم که آیا این لغت همونی هست که معناش رو می دونیم یا نه !
همچنین ، نوشتن لغت ها با غلط املایی ، خیلی جاها برامون گرون تموم شده و باعث شرمندگی مون شده 🙁

بیست و هشت)

توی کلاس زبان ، همیشه یه کسی هست که دایره لغت خیلی خوبی داره و بدون مکث و مِن مِن ، حاضر جوابی می کنه و همیشه باعث میشه احساس بی سوادی کنیم 🙁

بیست و نه)

ما هم دلمون میخواد توی کلاس زبان بدرخشیم و همکلاسی هامون به دیده تحسین بهمون نگاه کنن اما در عین حال هم ، حوصله زبان خوندن با روش های نخ نما شده و پوسیده و ناکارآمد رو نداریم، چون وقتی هم که تمام قُوامون رو جمع می کنیم تا زبان بخونیم ، به خاطر اینکه با روش اصولی و صحیح نمی خونیم ، بعد از چند دقیقه ، کسل و دلزده می شیم 🙁   ( مقاله ” با دونستن این راز ، پی می بریم که ما خیلی خیلی هم باهوشیم ” رو بخونید )

سی )

به این نتیجه رسیدیم که تا دایره لغت مون رو افزایش ندیم ، نشستن سر کلاس زبان فایده ای برامون نخواهد داشت . ( مقاله “ چرا اول لغت و بدون لغت ! هرگز …رو بخونید )



سی و یک )

دلمون میخواد روز بعد یا هفته بعد که رفتیم کلاس زبان ، یه آدم متفاوت تر و خاص تری شده باشیم 🙂 سر کلاس لغت های جدیدی بکار ببریم که پرتکرار و پرکاربرد و ضروری هستند اما به دلیل سخت بودن، کمتر کسی از همکلاسی هامون اونها رو یاد گرفته و در حافظه ش داره ! ( مقاله ” با دونستن این راز ، پی می بریم که ما خیلی خیلی هم باهوشیم ” رو بخونید )

همیشه دنبال جای مناسبی بودیم که بتونه با روش های استانداردِ روزِ دنیا و علمی و صحیح و صد البته آسون و لذتبخش و به سرعت و یکبار برای همیشه، هر کدوم از لغت های ضروری و پرتکرار و پرکاربرد زبان انگلیسی رو در عرض فقط یک دقیقه و با ماندگاری همیشگی در حافظه مون بهمون یاد بده، اون هم به نحوی بسیار دوست داشتنی و هیجان انگیز که  علاقه مند و تشنه یادگیری لغت ها بشیم 🙂

وبسایت ” اول لغت  ” راهِ رسیدن به این خواسته است 🙂

این مقاله توسط وبسایتاول لغت  به رشته تحریر درآمده و حاصل مطالعات ، تحقیقات ، پژوهش ها و تجربیاتاول لغت  می باشد ،  لطفاً هنگام به اشتراک گذاری این مقاله ، منبع  www.avvalloghat.com را ذکر فرمایید تا مسیر مطالعه و پژوهش در راستای آگاه سازی و روشنگری، همچنان زنده و پویا باقی بماند 🙂

۲ دیدگاه برای “۳۱ دلیل حیاتی که مشخص می کنن یادگیری زبان انگلیسی در دنیای امروز ارتباطات ، از نون شب هم واجب تره

  1. فاطمه گفته:

    سلام ممنونم از مطلب خوبتون خیلی درسته واقعا زبان‌ انگلیسی زبان مهم و پرکاربردیه واگه بلدش باشی زبان شیرینه ولی متاسفانه خیلی ها از لحاظ نوشتاری زبان فارسی هم دچاره اشکال هستند و املای کلمات زبان مادری خودشون رو هم بلد نیستند چه برسه به زبان انگلیسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *