با بهانه ی بی اساسی که می گه : " یک لغت گاهی چند معنای متفاوت داره " چه کنیم ؟!

با بهانه ی بی اساسی که می گه : ” یک لغت گاهی چند معنای متفاوت داره ” چه کنیم ؟!

 

آیا این بهانه رو دستاویزی قرار بدیم برای باز هم یاد نگرفتن لغت ؟! برای باز هم درجا زدن ؟!
بعضی از اساتید محترم با تأکید بر اینکه یک لغت انگلیسی چند معنای متفاوت داره ، معتقد هستند که نباید لغت یاد گرفت و لغت رو صرفاً باید در متن ! یاد گرفت !
( در این خصوص پیشنهاد می کنیم اول مقاله ” یادگیری لغت در متن ! درست یا غلط ؟! ” رو بخونید )
در پاسخ به دیدگاه این اساتید محترم باید گفت که :
در فارسی هم گاهی یک لغت ، چند معنای متفاوت داره ، اما آیا این امر باعث شده که ما در مدرسه ، لغت معنی ( واژه آموزی ) یاد نگیریم ؟!
البته که نه ! ما در فارسی ، معناهای کاربردی یک لغت رو یاد می گیریم و دیگر معناهای کمتر کاربردیِ اون لغت رو هم به مرور یاد خواهیم گرفت ، اما مهم اینه که به بهانه یِ ” چند معنایی ” بودنِ لغت ، از یادگیریش ، صرفه نظر نمی کنیم ،
( در این خصوص مقاله “ حتی در زبان مادری هم ، روش یادگیری لغت با روش یادگیری سایر آموختنی ها فرق داره ” رو بخونید )
در انگلیسی هم همین طور هست ، یک لغت ممکن هست چند معنای متفاوت داشته باشه ، اما :

در وبسایت اول لغت ، اکثر معناهای متفاوت و کاربردی یک لغت هم ، در همون ویدیوی یک دقیقه ای آموزش هر لغت ، با روش استاندارد ، بین المللی و سریع  mnemonic ( نِمانِک ) ، آموزش داده می شن و اصلاً جای نگرانی وجود نداره 🙂

در خصوص معنای متفاوت ، ولی کمتر کاربردیِ یک لغت هم که ممکن هست در کمتر از ۱ درصد مواقع ، موقع خوندن یه متن ، بهش بر بخوریم !

اولاً :

با تسلطی که از طریق آموزش های اول لغت به نحوه تلفظ اون لغت پیدا کردیم ، با اعتماد به نفس ، اون لغت رو بدرستی تلفظ می کنیم و موقع خوندنش ، به ” ته ته په ته ” ! نمیافتیم ! که این امر خودش یعنی طی کردنِ بخش اعظم راه که اعتماد به نفس و هیجانِ ما رو برای ادامه دادنِ مطالعه متن ، صد چندان می کنه 🙂

ثانیاً :

با توجه به معنای جمله و تسلطی که نسبت به سایر لغت های جمله و متن پیدا کردیم ، معنای لغت مورد نظر رو به راحتی حدس می زنیم ، در نهایت هم اگر به احتمال یک در هزار ! نتونستیم حدس بزنیم به دیکشنری مراجعه می کنیم ؛
ولی مهم این هست که این اتفاق، بسیار به ندرت پیش میاد ؛ ما هم خیلی عاقل تر از اونی هستیم که به خاطر احتمال بسیار ضعیف وقوع چنین امری (یعنی حتی کمتر از ۱ درصد مواقع ! ) ، کلاً  از ۹۹ درصد انتفاع و سودِ سرشاری که در یادگیری لغت های ضروری ، پرتکرار و پرکاربرد وجود داره چشم پوشی کنیم ! اون هم صرفاً به این بهانه یِ واهی و بی اساس که ممکن هست روزی با لغتی روبرو بشیم که معنای اون لغت در جمله ، با معنایی که ما یاد گرفتیم ، فرق داره !!!
همچنین این حدس زدن معنای لغت در جمله و مراجعه به دیکشنری ، زمانی که ما به دایره لغت خوبی مسلط شدیم ، بسیار به ندرت اتفاق میافته و اصلاً قابل مقایسه با زمانی که لغت بلد نیستیم و دائماً مجبوریم به دیکشنری مراجعه کنیم ، نیست ،
مراجعه یِ مکرر به دیکشنری اگر با روشِ صحیحِ به خاطر سپاریِ لغت ها همراه نباشه ، باعث می شه لغت هایی رو که از دیکشنری استخراج کردیم ، ظرف یکی دو روز یا حتی یکی دو ساعت بعد فراموش کنیم ! و این فراموش کردنِ مکرر ! اعتماد به نفس ما رو از بین می بره و از یادگیری زبان دلزده و پشیمونمون می کنه ! ( در این خصوص مقاله ” یادگیری لغت در متن ! درست یا غلط ؟! ” رو بخونید .)

بنابراین ما انواع و اقسام بهانه های بی اساسی که مانع ما برای یادگیری لغت ها می شن رو کنار می گذاریم چون معتقدیم که ” واقعاً دیگه باید از یه جایی شروع کرد ؛ وگرنه باز هم واقعاً شروع نمی کنیم و باز هم سال های سال فقط خودمون رو معطلِ کلاس زبان رفتن و دل بستنِ دوباره به روش های سنتی ، نخ نما شده و ناکارآمد آموزشی و نتیجه نگرفتن می کنیم ! “

از یه جایی واقعاً شروع کردن ، بهتر از هرگز واقعاً شروع نکردن هست .

این مقاله توسط وبسایت ” اول لغت  به رشته تحریر درآمده و حاصل مطالعات ، تحقیقات ، پژوهش ها و تجربیات ” اول لغت  می باشد ،  لطفاً هنگام به اشتراک گذاری این مقاله ، منبع  www.avvalloghat.com را ذکر فرمایید تا مسیر مطالعه و پژوهش در راستای آگاه سازی و روشنگری، همچنان زنده و پویا باقی بماند 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *