یادگیری زبان انگلیسی ، از آسون ترین کارهای دنیاست ، اگر …

یادگیری زبان انگلیسی ، از آسون ترین کارهای دنیاست ، اگر …

بله درسته ، کاملاً درسته ، یادگیری زبان انگلیسی ، از آسون ترین کارهای دنیاست ، اما اکثر آدم ها اصولاً عادت دارن کارهای خیلی آسون رو برای خودشون خیلی سخت کنن ، تا کلاً بهانه ای برای تکون نخوردن و هیچ کاری انجام ندادن ! داشته باشن !
بعضی از آدم ها هم کلاً دچار خودآزاری هستن و با انجام دادن کارهای آسون مشکل دارن ! و تا لُقمه رو دور دهن خودشون نچرخونن و کار رو برای خودشون سخت و لایَنحل نکنن ! ول کن نیستن !
از جمله این کارهای خیلی آسون ، که همیشه به خاطر یه طرز فکر و ذهنیت اشتباه ، برای اکثر افراد ، مثل سدی غیر قابل نفوذ می مونه ! یادگیری زبان انگلیسی هست ؛
وقتی چند نفر به یه کاری برچسبِ سخت بودن بزنن ، آدم های دیگه هم رو حساب تنبلی و راحت طلبی یا شاید هم خودآزای ، حرف اونها رو تأیید می کنن تا توجیهی برای اِهمال کاری یا رفتار های سختگیرانه یِ خودشون در برابر اون کار داشته باشن ! و اینطوری می شه که به تدریج ، اون طرز فکر و رویکرد اشتباه ، مثل یه گوله برف کوچولو که قِل می خوره و قِل می خوره و در نهایت تبدیل به یه بهمن بزرگ و مخرب می شه و در بین شمار زیادی از افراد ، گسترش پیدا می کنه و جا میافته !
اما حقیقتِ ماجرا اینه که یادگیری زبان انگلیسی ، یکی از آسون ترین و هیجان انگیز ترین کارهای دنیاست ، اگر از راه درست و اصولی انجام بشه ؛

یادگیری در ما انسانها چطور اتقاق میافته ؟

اول )

تقسیم کردن اطلاعات با حجم زیاد ، به قسمت های کوچکتر

دوم )

مشخص کردن قسمت های ضروری تر که پیش نیاز هستند و تا اونها رو یاد نگیریم ، متوجه قسمت های بعدی نمی شیم

سوم )

وارد کردن درست ، منظم و طبقه بندی شده این اطلاعات پیش نیاز ، در اَبَر پردازنده مغزمون

چهارم)

چند بار مرور این اطلاعات منظم و طبقه بندی شده در مغزمون

اما

اما اگر کار با این اَبَر پردازنده که یکی از بزرگترین نِعمات الهی هست رو بلد نباشیم و ندونیم که اطلاعات رو به چه صورت باید در اون وارد و طبقه بندی کنیم ، چه اتقاقی میافته ؟
اتفاقی که میافته ، مثل اینه که یه اَبَر کامپیوتر بسیار پیشرفته رو تبدیل به یه انباری کنیم و فقط هر لحظه ، کوهی از اطلاعات جدید رو در اون ، روی اطلاعات قبلی ، تَلنبار کنیم !

خنده داره ، نه ؟

بله خنده داره 🙂

اَبَر کامپیوتر برای انجام کارهای خیلی خیلی پیشرفته تر برای رسیدن به اهداف بسیار بسیار عالی تر ، هیجان انگیز تر و جذاب تری طراحی شده و ظلم و جَفای بزرگی در حقش می کنیم اگر به خاطر ناآگاهی از نحوه یِ صحیح استفاده از اون ، یه عمر ، باهاش ، مثل یه انباری ، رفتار کنیم !
در مورد مغز پیشرفته یِ انسان هم ، اکثر آدم ها ، تمام عمرشون ، متأسفانه با مغزشون ، مثل یه انباری ، رفتار می کنن ! ( بعضی ها هم که اصلاً همین کار ساده رو هم باهاش انجام نمی دن ! و مغزشون رو دست نخورده و نو ! نگه می دارن ! )
بعد هم هِی شاکی هستن و هِی به زمین و زمان غُر می زنن که چرا دارن در جا می زنن ، چرا فقط یه عمر دارن دور خودشون می چرخن و پیشرفتی نمی کنن ! چون آب در کوزه هست و اونها تشنه لبان می گردند ! یار در خانه هست و اونها گِرد جهان می گردند !
اکثر آدم ها ، بلد نیستند از یکی از بزرگترین سرمایه های وجودی خودشون ، یعنی مغزشون ، به درستی استفاده کنن ، اگر بلد بودن ، دنیا گلستان می شد ، هر آدمی با سرعت نور در هر زمینه ای که دلش می خواست ، پیشرفت می کرد و به مطلوب ترین زندگی ممکن دست پیدا می کرد ؛

در خصوص یادگیری زبان انگلیسی هم ماجرا دقیقاً همینطوریه

آدمهایی که بلد نیستند چطور از قابلیت های شگفت انگیز مغز خودشون ، در راه یادگیری اصولی ، ماندگار و همیشگی استفاده کنن ، براحتی با زدن اَنگ و برچسبِ سخت بودن ! یادگیری زبان انگلیسی رو رها می کنن !
اما آدم های زرنگ و زیرکی که می دونن چطور باید از توانایی های بی نظیر مغز خودشون ، در راه یادگیری و شکوفایی استفاده کنن ، وارد راه متفاوت ، لذتبخش و هیجان انگیزی می شن :

برایی یادگیری حتی سخت ترین مهارت دنیا هم ، اگر :

اول )
اطلاعات مربوط به اون رو به قسمت های کوچکتر تقسیم کنیم ،
دوم )
مشخص کنیم که کدوم قسمت ها ، پیش نیاز هستند و باید اول یاد گرفته بشن ،
سوم )
اطلاعات پیش نیاز رو پله پله و به ترتیب ، به صورت صحیح و اصولی و با نظم و نظام و آدرس ، وارد مغز کنیم و
چهارم)
چند بار به مرور این اطلاعات نظم و نظام یافته و طبقه بندی شده در مغزمون بپردازیم

حله 🙂

ما در پایان مرحله چهارم ، به راحتی و بدون دردسر و گیج زدن و سالهای سال فقط دور خودمون چرخیدن ! به راحتی ، در مدت زمان کوتاهی ، به سخت ترین مهارت های دنیا هم مسلط می شیم ، چون از مسیر درست و مستقیمی که مطابق با قوانین مغز برای یادگیری هست و با برنامه ، اقدام به یادگیری کردیم ، نه از مسیر های مه آلود و مبهم !
انجام همین چند تا کار ساده ، در ” یادگیری ” معجزه ای بی نظیر ایجاد می کنه ،
چون با انجام این کارها ، تکلیف ما با یادگیری مشخص می شه و می دونیم که در هر لحظه یِ خاص ، دقیقاً و صرفاً باید حجم کاملاً معلوم و مشخصی از مطلب رو یاد بگیریم ، نه انبوهی از اطلاعات ناتمام و بی سر و ته رو !
و از طرف  دیگه هم ، قراره که این اطلاعات رو با نظم و طبقه بندی ، وارد مغزمون کنیم ( تا مغزمون اونها رو بدون آدرس و نشونی ! گُم و گور نکنه تا بعداً برای بیاد آوردنشون ، دو ساعت دست و پا نزنیم و تَقَلا نکنیم و به افق خیره نشیم ! )
بکار گیری این نکات بسیار ساده ، باعث می شه که یادگیری برای ما بسیار بسیار آسون و شیرین بشه ،
چیزی هم که یادگیریش برای ما آسون و شیرین باشه ، باعث اشتیاق ، تشنگی و بنابراین پیشدستی کردن و همکاری مغز برای یادگیری می شه 🙂  
بنابراین صاف میریم سر یادگیریِ اصل مطلب و از تَلف شدن زمان و انرژی و انگیزه مون ، جلوگیری می شه و دیگه از این شاخه به اون شاخه نمی پریم ،
دیگه دور خودمون نمی چرخیم و یه عمر در یه فضای مه آلود ، بی هدف به دنبال روزنه ای از امید ! به در و دیوار نمی خوریم !
بعد هم اطلاعات رو به صورت طبقه بندی شده و منظم وارد مغزمون می کنیم و اونها رو مثل بارِ کامیون ! یهویی ! توی مغز خالی نمی کنیم !
بعد هم چند بار مرورشون می کنیم .

به همین راحتی 🙂

در خصوص یادگیری زبان انگلیسی :

یادگیری لغت های ضروری ، پرکاربرد و پرتکرار ، اون هم به شکل اصولی ، استاندارد و صحیح ، پیش نیاز یادگیری اصولی و سریع زبان انگلیسی هست ،

خیلی ها این موضوع رو می دونن و روی یادگیری لغت کار می کنن ، اما چون روش های درست یادگیری لغت که مطابق با قوانین مغز برای یادگیری باشه رو نمی دونن ! لغت ها رو به صورت صحیح و اصولی ، با آدرس و نشونی وارد مغزشون نمی کنن ! بلکه اونها رو به صورت غیر اصولی و طوطی وار ! بارها و بارها تکرار می کنن و بدون طبقه بندی کردن وارد مغزشون می کنن ! در واقع اونها رو به صورت هَردَمبیل ! توی مغزشون رها و تلنبار می کنن ! اینطوری ، با هر بار اقدام به یادگیری لغت ، تَل بزرگتری از اطلاعاتِ روی هم انباشته شده رو ، در مغز خودشون ، بجا می گذارن !
بعد هم همیشه ناراحت هستند که چرا فلان لغت رو که ۴۰۰ بار هم مرورش کردن ، بیاد نمیارن ؛
چون مرورِ اطلاعاتی که بدون نظم وارد مغز شدن و طبقه بندی نشدن ! هیچ فایده ای نداره ، چون مثل پرتاب تیر ، در هوای مه آلود می مونه !

طفلکی مغز !

چطور باید از بین تَلِ بزرگی از اطلاعات که بدون آدرس و طبقه بندی شدن ! روی هم انباشته شدن ، اطلاعاتی رو که ما در لحظه نیاز داریم ، برامون پیدا کنه و به سرعت بیاره و تقدیم مون کنه ؟
ما در کامپیوتر شخصی خودمون هم ، همه یِ اطلاعات مون رو همینطوری فَله ای و از هر دَری سخنی ! بدون آدرس و طبقه بندی کردن ! توی یه فایل نمی چپونیم ! چرا ؟
چون بعداً نمی تونیم به راحتی و به سرعت چیزی رو که میخوایم ، از بین اونهمه داده و اطلاعات ، پیدا کنیم ،

برای یادگیری اصولی ، سریع و آسون زبان انگلیسی :

اول )

اطلاعات لازم برای یادگیری این مهارت رو به قسمت های کوچکتر تقسیم می کنیم

دوم )

کاملاً واضح و مشخص هست که لغت های ضروری و پر کاربرد زبان انگلیسی ، پیش نیاز اساسی یادگیری زبان انگلیسی هستند و بدون تسلط به اونها ، یادگیری دیگر قسمت های زبان انگلیسی ، اصلاً معنایی نداره ! و فقط وقت تَلف کردنه !

سوم )

لغت های ضروری و پر کاربرد زبان انگلیسی رو با روش آسون و بین المللی نِمانِک ( mnemonic ) که مطابق با قوانین مغز برای یادگیری هست ، به سرعت و اصولی ، در مغزمون وارد و طبقه بندی می کنیم

چهارم)

لغت هایی که با چنین نظمی در مغزمون طبقه بندی کردیم رو چند بار مرور می کنیم

تا اینبار بتونیم با آمادگی ، قدرت و اعتماد به نفس واقعی ، خودمون رو به سرعت در مهارت های “شنیدن Listening ” ، “صحبت کردن Speaking ” ، ” خواندن Reading ” و ” نوشتن Writing ” قوی کنیم .

در غیر اینصورت ، مجبوریم باز هم ۱۰ ، ۱۵ سال دیگه ، هِی کلاس زبان بریم و خودمون رو با روش های قدیمی ، نخ نما شده و ناکارآمد آموزش زبان انگلیسی گول بزنیم و سرگرم و مشغول کنیم و باز هم فقط دور خودمون بچرخیم و بعد هم هِی از نتیجه نگرفتن ، شاکی باشیم و به زمین و زمان غُر بزنیم و دست های پنهانی ای رو مقصر این قصه ناتمام بدونیم !

اما حقیقت اینه که :

یادگیری زبان انگلیسی ، به خودی خود یک هدف نیست که بخوایم براش ۱۰ ، ۱۵ سال ! از عمر ارزشمند مون رو صرف کنیم ! بلکه ابزاری بسیار بسیار قوی ، برای رسوندن ما به اهداف عالی زندگی مون هست .


این مقاله توسط وبسایتاول لغت “  به رشته تحریر درآمده و حاصل مطالعات ، تحقیقات ، پژوهش ها و تجربیات ” اول لغت “  می باشد ،  لطفاً هنگام به اشتراک گذاری این مقاله ، منبع  www.avvalloghat.com را ذکر فرمایید تا مسیر مطالعه و پژوهش در راستای آگاه سازی و روشنگری، همچنان زنده و پویا باقی بماند 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *